دكتر يثربي:

          فلسفه ما نياز به تحولات زيربنايي و تغييرات اساسي دارد!


به گزارش روابط عمومي همايش بين‌المللي روز جهاني فلسفه، دكتر سيد يحيي يثربي، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به برگزاري روز جهاني فلسفه در ايران گفت: فلسفه ما مانند فلسفه كشورهاي غربي در قرون وسطي يك مشكل بنيادي دارد و آن اين است كه يونان‌زده بوده و فلسفه‌اي ارسطويي ـ افلاطوني است.
وي افزود: در فلسفه افلاطوني، ما به دنبال حقيقت اشياء هستيم و قصد به‌دست آوردن حقيقت را از طريق ملاك‌هايي خارج از تجربه و مشاهده داريم.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه اخيراً برخي از بزرگان جامعه ما تصريح كرده‌اند؛ فلسفه هيچ ارتباطي به علم ندارد، يادآور شد: اين موضوعات باعث شده فلسفه ما همچنان در حالت قديمي خود بماند و به‌روز نباشد و چون به‌روز نيست؛ كارايي هم ندارد.
نويسنده كتاب «فلسفه عرفان» با تأكيد بر اينكه فلسفه در دو مورد كارايي عمده دارد، گفت: اول؛ فلسفه براي حل مشكلات جامعه و دوم؛ ارائه پيشنهاد براي حل مشكلات جهان.
وي ادامه داد: متأسفانه فلسفه ما هيچ‌يك از اين كارايي‌ها را ندارد. فلسفه ما نه پيشنهاد جديدي براي ارائه به جهانيان دارد و نه قادر به حل مشكلات جامعه خودمان است. به عنوان مثال؛ فلسفه ما در مورد جريان‌هاي سياسي جامعه، اخلاق، حقوق و يا حتي حقوق بشر، حرفي براي گفتن ندارد.
دكتر يثربي، فلسفه ايراني را شامل تعاريفي قراردادي دانست و گفت: فلسفه ما تعاريفي همچون عقول و نفوس، انسان و حيوان و عناصر و روابط تعيني مانند حادث و قديم را شامل مي‌شود كه همگي مفاهيمي كلي بوده و معرفت‌زا نيستند و حاصل اين تعاريف، همگي از ذهن متبادر مي‌شود و عينيت بيروني ندارد. به همين دليل ناكارآمد است.
اين استاد دانشگاه با انتقاد از فلسفه يونان كه كلي و مُثلي بوده است، گفت: بايد فلسفه را به جزئيات برگرداند؛ زيرا كليات در جهان جايي ندارد. تحول در فلسفه يعني تحول در علوم و تكنولوژي. فلسفه مي‌تواند يك عامل تأثيرگذار باشد و نگرش بنيادين و فراگير انسان با قواي ادراكي خويش است.
دكتر يثربي با تأكيد بر اينكه هر انساني قصد شناختن جهان را دارد، ابراز كرد: جهان از جزئيات بسياري از قبيل عناصر، انسان و حتي خدا تشكيل شده است. بايد اين جزئيات را فهميد تا جهان را شناخت.
وي در خصوص فراگيري و آموزش فلسفه گفت: فلسفه را بايد از آموزش‌هاي اوليه آغاز كرد. نگرشي كه ذره‌اي فراتر از معمول باشد، يك تفكر فلسفي است و تفكر فلسفي مفهوم سخت و دشواري نيست. به عنوان مثال، طرح اين سؤال كه «ازدواج يعني چه؟» خود يك سؤال فلسفي است؛ حتي اگر پرسشگر بدان واقف نباشد!
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي، لازمه پيشرفت در مباحث متافيزيكي را پيشرفت در علوم فيزيكي دانست و افزود: بايد از يونان‌زدگي در فلسفه خود دوري كنيم و سعي كنيم خودمان باشيم. اگر در قديم با جنس و فصل اشياء را تعريف مي‌كردند، اما امروز هيچ‌كس با جنس و فصل ـ كه نماينده ماده و صورت هستند ـ اشياء را نمي‌شناسد، بلكه با خواص فيزيكي و شيميايي آن مي‌شناسند.
دكتر يثربي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو، به برگزاري همايش‌هاي علمي بين‌المللي در كشورهاي جهان سوم اشاره كرد و گفت: جهان سوم از برگزاري كنگره‌هاي بين‌المللي علوم انساني تنها استفاده‌هاي تبليغي كرده و گاهي نيز كاستي‌هاي خود را با آن مي‌پوشاند و به همين مقدار راضي است و بدان بسنده مي‌كند.
وي، برگزاري روز جهاني فلسفه در ايران را اتفاق فرخنده‌اي دانست و متذكر شد: بايد سعي كنيم از جنبه سنتي اين قبيل همايش‌ها كاسته و به آن‌ها با ديد بسيار جدي بنگريم. چنين كنگره‌هايي در كشورهاي مشابه نيز برگزار مي‌شود و موضوع چندان مهمي در كل جهان قلمداد نمي‌شود، اما زماني براي ما مهم خواهد بود كه همچون جام جهاني فوتبال، تيمي متفكر از كشور ما نيز در آن شركت كند و به درجات رفيعي در ارائه نظريه و توليد علم برسد.
نويسنده كتاب «قلندر و قلعه» با اشاره به پيشينه فلسفي ايران كه مديون بزرگاني هم‌چون ابن‌سينا، ملاصدرا و شيخ اشراق است، گفت: متأسفانه امروزه متفكراني كه در حد و اندازه اين بزرگان باشند، نداريم و به همين دليل هم سخن جديدي براي ارائه به جهانيان نداريم. بيشتر موضوعاتي كه مطرح مي‌شود، فلسفه نيست، بلكه بازگويي تاريخ و نظر ملاصدرا و شيخ اشراق است.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: «فلسفه» يك واقعيت بيروني است و قلمداد كردن آن مانند آداب و رسوم و موضوعي بين فرهنگي و ميان‌مللي، اشتباه است.
دكتر يثربي در پايان سخنان خود خاطرنشان كرد: بيان اين سخنان از سوي بنده به معناي مخالفت با برگزاري چنين كنگره‌هايي نيست و مسلماً به ارزش آن‌ها واقف هستم، به همين دليل، ‌بنده نيز در كنگره روز جهاني فلسفه شركت‌ كرده‌ و مقاله‌اي ارائه داده‌ام و خوشبختانه يا متأسفانه، تعريف جديدي از فلسفه را مطرح كرده‌ام.

http://www.philosophyday.ir/news.php?id=46