اهميت شناخت دموكراسي

 

                                            علیرضا نصیرزاده بکرآباد - 83                       

 

دموكراسي از جمله موضوعاتي است كه امروزه چه در حوزه هاي فكري و نظري ، و چه در حوزه هاي سياسي و اجتماعي ، بسيار مورد بحث و مناقشه است . اهميت آن ، امروزه آن قدر زياد است كه مي بينيم عده اي براي ايجاد آن يا براي دفاع از آن ، به كشورهاي ديگرحمله مي كنند . يا اينكه مي بينيم نام دموكراسي آن قدر محبوبيت دارد كه همۀ گروهها و احزاب ، بلاخره ، در كنار نام خود ، نام دموكراسي را هم مي آورند . براي نمونه ، ليبرال دموكراسي ، سوسيال دموكراسي، دموكراسي ديني (يا مردم سالاري ديني ) و يا دموكراسي مسيحي و غيره ، از اين قرارند . بنابراين، اگر خوب توجه كنيم ؛ شناخت چنين امر مهمي ، بايد از اهميت و اولويت خاصي برخوردار باشد . علي الخصوص ، وقتي كه مي بينيم در كشورمان ، تلاش براي رسيدن به يك جامعه يا حكومت دموكراتيك ، از سابقۀ يك صد ساله برخوردار است . چرا كه انقلاب مشروطه را مي توان نخستين گام بسيار مهم براي تحقق يك حكومت قانون يا يك چارچوب حقوقي ، قانوني و نهادي دانست كه مي خواست جلوي حكـومت خودسرانۀ فردي يا گروهي را بگيرد. البته ، با اينكه اين حركت چندان موفق نشد ، اما هم چنان تلاش براي رسيدن به يك جامعه يا حكومت دموكراتيك ، به صورت   جدي تر از قبل ، مطرح است .

علي الخصوص كه مي بينيم امروزه ، علاوه بر شرايط داخلي تحقق دموكراسي  دريك كشور، عوامل و شرايط منطقه اي و بين المللي هم با كمك تكنولوژي هاي ارتباطي و با استفاده از قدرت و نفوذ اتحاديه ها و سازمانهاي بين المللي ،فعال تر شده اند .

در اين ميان ، به نظر مي رسد كه همواره توضيح و تبيين تئوريك و نظري دموكراسي ، قبل از تحقق و اجراي آن ، يا حتي در حين گذار به دموكراسي ، از ضروريات امر مي باشد .  چنان كه، يــكي از مترجـمان خوب در حوزۀ فلسفۀ سياسي ، گفته : گمان نمي كنم كسي ترديدي در اين داشته باشد كه ما در مسير گذار به دمــوكراسي هستيم و هر چه ماهيت دموكراسي بر ما آشكارتر شود گـذار ما از اين مسيـر صعب العبــور بـا چشمان بـازتر ، انـتخابهاي بهتر ، و سهــولت بيشتر همراه خواهد بود (ريچارد رورتي ، اولويت دموكراسي بر فلسفه، ترجمۀ خشايارديهيمي ).

از ايــن رو ، بــه نظر مي رسد كه قبل از دموكراسي خواهي ، لازم است ابــتدا مباني و اصول دمـوكراسي ، علي الخصوص شرايط عيني و ذهني شكل گيري آن در غرب ،از طرف  روشنفکران و تئوریسین های جریانها و جنبش های دموکراتیک به خوبي فهميده و سنجيده شود . در همين راستا ، من هم به عنوان یک پژوهشگر در حوزۀ دموکراسی ،سعي خواهم کرد ازطریق مقالات،  یادداشت ها،ترجمه هاو نقدها ؛ به اين موضوع مهم بپردازم.